علي محمد ميرجليلى

250

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

ب - شخصى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد : آيا انسان قدرت بر انجام افعال خود دارد ؟ امام جواب داد : لَيْسَ لَهُ مِنَ الْاسْتِطاعَةِ قَبْلَ الْفِعْلِ قَليلٌ وَ لا كَثيرٌ وَ لكِنَّ مَعَ الْفِعْلِ وَالتَّرْكِ كانَ مُسْتَطيعاً . « 1 » فيض مىفرمايد : جمله اوّل روايت « لَيْسَ لَهُ . . . كَثيرٌ » اشاره به يك قاعدهء فلسفى است و آن اينكه هيچ فعلى با رسيدن به مرحله اولويت وقوع نمىيابد . « 2 » اين سخن امام همان قاعدهء « الشىء ما لم يجب لم يوجد » است كه در فلسفه به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده است . « 3 » ج - امام على عليه السلام مىفرمايد : بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِكْمَةِ و بِالْحِكْمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ ؛ با عقل مىتوان به عمق حكمت پى برد همانطور كه به وسيلهء حكمت مىتوان به نهايت عقل رسيد . مرحوم فيض در شرح اين حديث كاملًا از مباحث و اصطلاحات فلسفى استفاده مىكند و مىفرمايد : با درك حقايق عقليه و تحصيل معارف فلسفى ، نفس از حدّ « قوّه » به سمت « فعل » و از حدّ نقص به سوى كمال حركت مىكند و در راه تأدّب به آداب صالحه وتخلّق به اخلاق پسنديده جلو مىرود ، تا آنجا كه « عقل كامل بالفعل » مىگردد . و مراد از « غور العقل » در روايت ، همين « عقل كامل بالفعل » است كه

--> ( 1 ) . انسان قبل از انجام فعل ، قدرتى بر آن ندارد ، نه كم و نه زياد . امّا ( پس از تصميم گرفتن ) نسبت به انجام و ترك آن قدرت دارد . ( 2 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 549 . ( 3 ) . دربارهء اين اصل به نهاية الحكمه ، ص 58 مراجعه شود .